
خاطرم هست سال اول دبیرستان، بعد از این که با یکی از دوستان توانستیم در شبکهی مدرسه نفوذی انجام دهیم، شروع به یکسری شیطنتها کردیم.
چند بار فایلهای بیخودی یا عکس از مناظر طبیعی با پرینتر مدرسه چاپ کردیم (طبعاً خودمان پرینت فرستادیم نه این که از مسئولش بخواهیم!)
سؤالات کوییز زبان هفتهی بعدیمان را از دسکتاپ کامپیوتر گروه زبان برداشتیم و تحویل استاد دادیم.
قندشکن ultrasurf که روی دسکتاپ یکی از معاونین بود را به «این چیهههه» تغییر نام دادیم. (و قطعاً یاد گرفتیم که دسکتاپ زیادی از حد دم دست است!)
و هدف بعدیمان را کامپیوتر بانک سؤال دبیرستان تعیین کردیم...
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: نیما حبیبی