خانهام آتش گرفتهست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهٔ سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانهام آتش گرفتهست، آتشی بیرحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بیساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو میدوم
گریان ازین بیداد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را میکنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود
خفتهاند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
-فریاد، از کتاب زمستان، مهدی اخوان ثالث
٭٭٭
پینوشتِ نه چندان نامربوط:
لغت Silent به معنای ساکت، به دلیل نبود صدا و Mute به معنای ساکت، به دلیل بستهبودن مسیر صداست. Silent صدایی ندارد و Mute راهی برای درآوردن صدا.
در ترجمه هم معمولاً silent را ساکت و mute را صامت میگویند. یکی چیزی ندارد برای صدا و دیگری دارد اما نمیتواند آن را آزاد کند...
هرچند از بیرون، از هیچکدام صدایی در نمیآید.
برچسب:
نویسنده: نیما حبیبی
تاريخ: يکشنبه
28 آذر
1395 ساعت: 19:14