دیشب در ادامهی بحث وقت اضافی در زندگی، یاد این قسمت از رمان شازده کوچولو افتادم. گفتم اینجا هم بنویسم:
این بابا فروشندهی حَبهای ضد تشنگی بود.
شهریار کوچولو پرسید: اینها را میفروشی که چی؟
-باعث صرفهجویی کلی وقت است. با خوردن این حبها هفتهای پنجاه و سه دقیقه وقت صرفهجویی میشود.
-خب آن وقت آن پنجاه و سه دقیقه را چه کار میکنند؟
-هرچی دلشان خواست...
شهریار کوچولو توی دلش گفت: من اگر پنجاه و سه دقیقه وقت زیادی داشتم، خوشخوشک به طرف یک چشمه میروم...!
پینوشت: اگر فرصت کردید این اثر اگزوپری رو بخونید. جملههای مهمتر و قشنگتر از "تو مسئول گُلتی" هم داره توش!
برچسب:
نویسنده: نیما حبیبی